|
عاشق تنهایی |
|
|
هر وقت که دل کسي رو شکستي روي ديوار ميخي بکوب تا به يادت باشه که دلشو شکستي هر وقت که دلشو بدست اوردي ميخ را از روي ديوار در بيار اخه دلشو بدست اوردي اما چه فايده جاي ميخ که رو ديوار مونده

+ نوشته شده در جمعه یکم شهریور 1387ساعت 3:1 توسط یوسف پسر دور افتاده |
روي تخته سنگي نوشته شده بود: " اگر جواني عاشق شد چه کند؟ " من هم زير آن نوشتم: " بايد صبر کند " براي بار دوم که از آنجا گذر کردم زير نوشته ي من کسي نوشته بود: " اگر صبر نداشته باشد چه کند؟ " من هم با بي حوصلگي نوشتم: " بميرد بهتراست " براي بار سوم که از آنجا عبور مي کردم انتظار داشتم زير نوشته من نوشته اي باشد اما زير تخته سنگ ، جواني را مرده يافتم 
+ نوشته شده در جمعه یکم شهریور 1387ساعت 2:59 توسط یوسف پسر دور افتاده |
چشم وقتی زیباست پرازاشک باشد اشک وقتی زیباست برای عشق باشد عشق وقتی زیباست برای توباشد تووقتی زیبا هستی که برای من باشی و ما هنگامی زیبا هستیم که برای هم باشیم

+ نوشته شده در جمعه یکم شهریور 1387ساعت 2:54 توسط یوسف پسر دور افتاده |
به من ميگفت : آنقدر دوست دارم که اگر بگويي بمير مي ميرم . . . . . . . باورم نمي شد . . . . فقط براي يک امتحان ساده به او گفتم بمير . . . ! سالهاست که در تنهايي پژمرده ام کاش امتحانش نمي کردم

+ نوشته شده در جمعه یکم شهریور 1387ساعت 2:50 توسط یوسف پسر دور افتاده |
| ||||||