|
عاشق تنهایی |
|
|
خيلي حرفهاست که بگم ولي همزبوني نيست تشنه محبتم دست مهربوني نيست غير غم توي دلم چيزي پيدا نميشه بي تو اين دنيا برام ديگه دنيا نميشه بي تو آسمون سياهه هميشه بي تو چشم من به راهه هميشه چشماي تو خورشيد دنياي تاريک منه اگه از درد دلم هر چي بگم بازم کمه کاشکي که ميشد از توي سينه دلمو دربيارم جاي اين دل توي سينه يه سنگ خارا بزارم جنگل سبز چشات همه دنياي منه نمي خوام گريه کنم گر چه وقت رفتن من میرم ولی اینو بدون دنیا به هرکس رحم نمی کنه یک روز به من رحم می کنه یک روز به تو شاید اون روز بتونی توبه کنی که چه کاری با من کردی دوستدار تو یوسف 
+ نوشته شده در سه شنبه سی و یکم اردیبهشت 1387ساعت 13:12 توسط یوسف پسر دور افتاده |
| ||||||