|
عاشق تنهایی |
|
|
روي تخته سنگي نوشته شده بود: " اگر جواني عاشق شد چه کند؟ " من هم زير آن نوشتم: " بايد صبر کند " براي بار دوم که از آنجا گذر کردم زير نوشته ي من کسي نوشته بود: " اگر صبر نداشته باشد چه کند؟ " من هم با بي حوصلگي نوشتم: " بميرد بهتراست " براي بار سوم که از آنجا عبور مي کردم انتظار داشتم زير نوشته من نوشته اي باشد اما زير تخته سنگ ، جواني را مرده يافتم 
+ نوشته شده در جمعه یکم شهریور 1387ساعت 2:59 توسط یوسف پسر دور افتاده |
| ||||||